معرفی کتابهای راهنمای مطابق با استانداردهای دروس کامپیوتری

معرفی کتابهای راهنمای مطابق با استانداردهای دروس کامپیوتری
این کتابها به دلیل نزدیکی با استانداردهای مهارت به عنوان راهنما به هنرآموزان معرفی میگردد و ممکن است بعضی از بخشهای استاندارد مهارت را پوشش ندهد که باید مطالب از کتابهای دیگر استخراج شده و تدریس گردد.لذا به هنرآموزان عزیز توصیه می گردد که فقط از کتابهای معرفی شده استفاده ننمایند. 

۱: درس طراح گرافیک رایانه ای : کتاب طراح گرافیک رایانه ای - نوشته شهرام شکوفیان - انتشارات سها

۲: درس رایانه کار COREL DRAW : کتاب رایانه کارCOREL DRAW انتشارات دیباگران یا انتشارات سازمان فنی و حرفه ای نوشته غلامرضا خلیق 

۲: درس رایانه کار COREL DRAW : کتاب رایانه کارCOREL DRAW انتشارات دیباگران یا انتشارات سازمان فنی و حرفه ای نوشته غلامرضا خلیق   

۳: درس رایانه کار FREE HAND : کتاب رایانه کار FREE HAND انتشارات دیباگران یا انتشارات سازمان فنی و حرفه ای نوشته غلامرضا خلیق

 به هنرآموزان عزیز توصیه میگردد که در تدریس این دروس از برنامه های

PHOTO SHOP 7 -COREL DRAW 11- FREEHAND 10 استفاده نمایند.

آشنايي با مكاتب نقاشي ايراني

آشنايي با مكاتب نگارگري (نقاشي ايراني)

 پيش ا ز اسلام

هنر ونقاشي پيش از تاريخ ايران :

موضوعات مورد علاقه هنر مند پيش از تاريخ عموما با نقوش حيوانات محل زندگي مردمان هر سامان بوده است . اين نقوش علاوه برجنبه ي تزئيني ، بياني براي بيم ها ، اميد ها و علائمي براي استعانت از قواي طبيعي در مبارزه ي دائم و وحشتناك حيات است.

از اولين نمونه هاي نقاشي در اين زمان مي توان به ديواره هاي غار دوشه در نزديكي خرم آباد لرستان كه مربوط به هفت هزار سال ق .م و تقريبا مقارن با نقاشي غار لاسكو است و موضوع آن صحنه هاي رزم و شكار و تصاوير حيوانات ، به ويژه آهو و گوزن است . و شامل نقوش حيوانات ازجمله بز ، كه يك چوپان و سگ گله آنها را همراهي مي كند.

ويژگي اين نقاشي ها به كار گيري جزئيات و چيرگي رنگ مشكي است . نخستين اكتشافات  در هنر ايران قبل از تاريخ ازحفريات شوش بدست آمده است . كه روي كليه ي سفال ها ( به جز اشيائ مربوط به پخت و پز ) آثار نقاشي موجود است.

اين نقوش عموما طرح هاي هندسي است . علاوه برشوش  در تپه گيان نزديك نهاوند ، تپه ي سيلك نزديك كاشان ، تورنگ تپه نزديك گرگان ، تپه حصار نزديك دامغان ، چشمه علي نزديك ري ، لرستان و آذربايجان حفرياتي گرانبها بدست آمده كه حاكي از وجود ساكنان بومي فلات ايران است. اين تپه هاي باستاني مامن آنها بوده و اولين بقاياي سفال هاي شكسته تپه هاي سيلك ، مربوط به آنهاست.

تصاوير بدست آمده در غارها از نقوش ساده ، گياهي و حيواني محيط اطراف تشكيل شده اند كه بعضي جبنه ي آئيني دارند ، مانند حيوانات تركيبي يا اسفنكس ها كه در بسياري از تمدن ها وجود دارد. اين حيوانات بر روي سفال ها ساده سازي و گاه اغراق شده مانند شاخ بز كه بيش از حد بزرگ گرديده است.

در دوره اي كه متعلق به هزاره چهارم پيش از ميلاد است ، سير ترقيات تمدن ابتدايي در فلات ايران سريع تر و مهم تر مي شود. در اين دوره ، كوزه گري و سفال گري فني تر و متنوع تر شده و در تزئينات آن انواع بيشتري از حيوانات ديده مي شود كه يكديگر را دنبال كرده و با هم مي جنگند.

پيش از آمدن ماد هاي آريايي به سرزمين ايران تمدن وسيعي در اين منطقه گسترده بوده است كه به واسطه ي كاوش هاي سطحي و جسته گريخته ، آثار ماقبل تاريخ اين قسمت از جهان به طرز علمي طبقه بندي نگشته است . اطلاعات ما از بومياني كه قبل ازمادها در ايران مي زيسته اندوهمچنين از نژاد آنها از مذهب و آداب و رسوم آنها بسيار محدود است ، اما همين كاوش هاي سطحي مبين يك تمدن بس قديمي در فلات ايران است، قدمتي بيش از چهار هزار سال قبل از ميلاد مسيح يا تمدني بس قديمي تر .

ساكنان سرزمين ايران پيش

از آمدن مادها ، كشت و زرع مي دانستند ، از اهلي كردن دام ها اطلاع داشته اند ، شهر ها و روستا ها ساخته اند و خانواده هسته ي مركزي  زندگي اجتماعي بوده است . به طور خلاصه در باره ي هنر ماقبل تاريخ ايران ، مي توانيم چنين اظهار نظر كنيم:

 1ـ ايراني ها داراي  ذوق هنري و زيبا پسندي خاصي بوده اند ، نشان اين ذوق در آثار سفالي شوش و آثار خوزها و دامغاني ها آشكار است .

2ـ ايراني ها توجه خاصي به نقش حيوانات داشته اند .

3ـ علاوه بر نقوش حيوانات از نقش هاي هندسي براي تزئين ظروف و سفال هاي خود استفاده مي كرده اند .

4ـ طرز كار هنرمندان قديم ايران به شيوه ي (( ناتوراليسم )) يعني طبيعت سازي نيست ، بلكه ايرانيان از هزاران سال پيش نقش هاي تجريدي (( استيليزه )) و رمزي (( سمبليك )) را ترجيح داده اند .

مقارن هزاره ي دوم پيش از ميلاد ، دسته هاي بزرگي از صحرا نشينان آريايي نژاد از مركز آسيا به سوي جلگه هاي خوارزم ( تركستان فعلي ) به حركت در آمده ، تدريجا به غرب اروپا راه يافتند ، در مهاجرت هاي بعدي بخشي به قاره ي هند ، سرازير گرديدند وبخشي ديگر به سوي فلات ، كه بعدها ، ايران ناميده شد ، توجه كردند .مهاجران متاخر  يا تازه واردين ، پيش اهنگ توده هاي قبايلي از همين نژاد بودند كه از ميان آنان دو قوم (( ماد )) و (( پارس )) ماندگار شدند و قدرت خود را در دره هاي جبال زاگرس تثبيت كردند و آئين خدائي خود را وارد عقايد بوميان كردند ، آثار بدست آمده در اين زمان داراي ذوق و ظرافت بسيار بوده و بادقت روي اين آثار كه طرح زير مايه ي آنها را درنمونه ها ي بسياري از نقوش ماقبل تاريخ سفالينه هاي مكشوفه مي توان ديد ، اصل ساده سازي با سطوح گسترده و كشيده ي طرح هنرمندان بومي فلات ايران ، سرمشق همجواران ( به ويژه آشوريان ) شده ، براي قوم اخير مكتبي خشن ( متناسب با روحيه ي خشونت بار خود آنان ) حاصل آمده كه لطيف گرديده آن را بر مبناي سنت ايراني ، دست آوردي شكوهمند و با وقار در تخت جمشيد مي بينيم .

 چون هگمتانه ( اكباتان يا همدان ) در سده هاي ششم ـ هفتم پيش از ميلاد ، مركز فرمانروايان ماد بود، همانند ديگر جاهاي فلات هنرمنداني را به هنر نمايي هاي معقول ( البته   با شور و شدت بيشتر)  مشغول مي داشت . آثار مهمي در نقاط مختلف باحدود زماني عصر ماد،در حوزه ي ماد نشين شامل: (( مانايان )) در جنوب درياچه ي ا روميه ، (( حسن لو )) ، ((زيويه )) در جنوب شرقي درياچه ي اروميه و سقز ، (( تپه گيان )) در نهاوند ، (( تپه سيلك)) در كاشان و همدان كه مي توان رابط بين آثار گذشته و دوره ي ماد و بعد باشد را به عنوان آثار هنري دوره ي ماد مي شناسيم .

آثاري كه در دست است و از روي آن مي توان در باره ي هنر ماد (( به معني اخص )) داوري كرد ، آثار مكشوف از تپه گيان  و همدان ( پايتخت مادها ) ، گورستان (( تپه سيلك )) و نيز كاشان و (( زيويه كردستان )) مي باشد كه بيشتر هنر مانايي را معرفي مي كند .

اين آثار را مي توان به دو دسته تقسيم كرد :

1ـ هنر لرستان : كه ويژگي آن سبك عجيب و به خصوص تصوير حيوانات خميده و در هم آميخته و غالبا تخيلي وتلفيق شگفت آنها باتزئينات هندسي است .

2ـ آثار زيويه در نزديك سقز و ظروف مانايي كه اينها تاحدي آثار متاخر مي باشد ( 800 ـ 900ق .م ) تزئينات و علائم ديني همچون (( درخت زندگي )) موضوع ها و البسه ونقوش اشخاص ، همه هنر ( آشوري ) و (اورارتويي ) را كه در آن زمان وجود داشته اند با اين هنر داراي نقاط مشترك فراوان هستند .

هنر هخامنشي :

در سال ( 550 ق . م ) همدان پايتخت ماد ها به وسيله ي پارسيان ( هخامنشيان ) سقوط كرد . از ميان آثار اين دوره ، شاهكار هايي در دست است كه برحسب اظهار نظرها ، در جهان هنر بي نظير ميباشد . نظام يكپارچه در طرح و تركيب ، عظمت و قدرت روحي ، طرح ساده و بلند و مناسب و ريزه كاري هاي ظريف و لازم و به جا كه معرف سليقه ي برجسته است. زيبا دوستي ، متانت و موازنه كاري، از مشخصات روشني است كه در ديد نخست قابل دريافت مي باشد .

نقاشي و رنگ آميزي اشيا در زمان هخامنشيان رايج بود ه ، ليكن نمونه ي آنها به دست ما نرسيده است ، لذابراي شناختن نقاشي در اين دوره بايد به نمونه هاي ديگري همچون منبت كاري ، ريخته گري مفرغي ، بافندگي پارچه توجه نمود . از اين نمونه مي توان به آجر لعاب دار ،در شوش كه اولين نمونه ي كاشي كاري ايران است . اشاره كرد كه داراي تصوير دو شير است ، اين اثر اكنون  در موزه ي (( لوور )) نگهداري مي شود.

ازنقوش به كار رفته دراين دوره مي توان به نقوش گياهي مانند (( گل لوتوس )) (( نيلوفر آبي)) كه مظهر پاكي در آئين باستان است اشاره كرد . از نقوش ديگر به كار رفته مي توان از ((گل رزت)) كه دوازده پر دارد و در حاشيه ي تصاوير تخت جمشيد است نام برد .

ازنقش برجسته هاي جالب تخت جمشيد كه اهميت آن كمتر از معماري با شكوه آن نيست دو حجاري روي ديوار سرباز خانه ي سربازان جاويدان است ، هريك از اين حجاري ها داراي تصوير به شرح زير است :

داريوش روي تخت سلطنت جلوس نموده و پشت سراو خشايار ايستاده است ، هركدام يك شاخه نيلو فر كه دو غنچه دارد در دست دارند(جالب است كه نيلوفر هم در ايران هم در مصر علامت مقام سلطنت بوده است ) در جلو شاه دو بخور دان قرار دارد و متظلمي در لباس مردم ماد ،درجلو پادشاه ايستاده است كه دست خود را به قصداحترام و براي آن كه نفس او به شاه نرسد روي دهان گذاشته است. پشت سراو دونفر از خادمان دربار ايستاده اند . پشت سر خشايار شاه و در جهت مقابل متظلم مادي ،خدمه ي درباري و چند نفر ديگر ايستاده اند ، نفر اول دستمالي در دست دارد ، پشت سراو اسلحه دار سلطنتي با تيروكمان و خنجر در غلاف ديده مي شود . غلاف اين خنجر از بهترين آثار منقوش هخامنشيان است ، كه تا به حال كشف گرديده است ، قسمت بالاي غلاف دو مرغ حنايي تصوير شده و د ر طول غلاف نه بز كوهي رديف هم كه سرهاي خود را برگردانيده اند حك شده وقسمت پايين غلاف شكل سر قوچ ساخته شده است اين غلاف بزرگترين شاهكار صنعتي هخامنشيان از حيثت طرح و نقش و ظرافت است . پشت سر اسلحه دار شاهي دو نفر از سربازان جاويدان به حالت سلام ايستاده اند. 

درباره ي نقشگري در زمان مورد بحث بايد گفت كه نقش با قرينه ونظمي بسيار دقيق تركيب يافته اند. هر چهره با يك خط ظريف كه نيروي نهايي قيافه را با صراحت و وضوح نشان مي دهد رسم شده است . برجسته گي ها لطيف وحساس اند .در هنر هخامنشي تيپ سازي مي شد، يعني اندازه ي چشم ، فرم بيني ، لب و تناسب هاي بدن يك الگو داشته است و نشان گر ايراني بودن است .در اين هنر هيچ گاه در بيان حالت اشخاص تلاش نشده است و به بعد سوم اهميت داده نشده لذا چهره ي افراد به صورت نيمرخ آمده است .

قسمت هاي هموار نقوش با ريزه كاري هاي دقيق اسلحه يا لباس تزئين شده ، چين لباس ها زيبايي بي نظيري دارند ، نقش گوسفند ، شتر و شير تحسين بر انگيز است و با صراحت و ظرافت تمام عملي شده و به سادگي به آنها نيروي حيات بخشيده است ونتيجتا صفات و خصوصيات تمدني بزرگ از آنها آشكار است .

نقش جانوران شاخ دار از همان آغاز موضوع معمول هنر ايراني بوده و نمايش اين جانوران به تلقين و تاثير عقايد جادويي انجام مي گرفت .

مهر سازي در دوره ظرافت  نقش جانوران را آنگونه نشان مي دهد كه هرگز رقيبي نداشته است. در واقع مهر سازان اين دوره در تصوير نقش جانوران سر آمد بوده اند.

به طور خلاصه مشخصات مهم هنر هخامنشي به قرار زيراست :

1ـ هنر هخامنشي ظريف و عاري  از خشونت هنر همسايگان و خاصه هنر آشوري است .

2ـ هنر هخامنشي در زمينه ترسيم حيوانات و بعضي از نباتات هنري است شبيه به طبيعت و شيوه ي (( ناتوراليسم )) و ترسيم درخت ها و مرغ هاي خيالي و علامت اهورا مزدا و غيره ، هنري است تجريدي و ابداعي و در نقش هياكل آدمي ، هنري است عاري از جزئيات يعني فقط به ترسيم شكل اكتفا نموده و كاري به جزئيات قيافه و حالات روحي اشخاص ندارد . دراغلب نيمرخ هاي منقوش در اين عهديك حالت سكون و آرامش احساس مي گردد و تصوير پادشاه نيز همواره بزرگتر از ديگران ترسيم شده است(ژرف نمايي مقامي ) .

3ـ حجاران هخامنشي نيز در نقش حيوانات استاد بوده اند، (همانند كار مهر سازان ) نقش حيوانات هخامنشي ساده ، ظريف و دقيق است . و مي توان گفت كه از اين نظر هيچ ملتي به پاي ايرانيان نمي رسد .

4ـ از ديگر مشخصات اين هنر  ، صراحت طرح ونقش ، قدرت ،استحكام ودوام اثرهنري و تعادل آن است . در نيمه ي قرن پنجم پيش از ميلاد هنر هخامنشي تكميل گرديده و ملايم تر شده و هنرمند ايراني ابعاد ثلاثه(طول وعرض و ارتفاع) را به وسيله ي طرح دقيق در آثار خود رعايت كرده است .گروهي كمال اين هنر را در عهد داريوش دانسته اند . گروهي هم تفنن هاي هوس آميز خشايار شاه را مخر ب هنر هخامنشي شمرده اند .قدر مسلم آن است كه تحولات هنري اين دوره در نيمه ي پنجم پيش از ميلاد به نهايت درجه ي كمال رسيد و به واقع جويي توجه زيادي مبذول شد. متاسفانه بعد از سلطنت اردشير سوم اين هنر عالي رو به انحطاط نهاد.

نگارگري در دوره ي اشكانيان :

هنرتصويري ايرانيان دوره ي اشكاني در تمام هنر هاي گوناگون متجلي بوده است ،((فيلوس تراتوس )) رومي كه در زمان اشكانيان مي زيسته ، خود به تيسفون آمده و مي گويد: ( سقف كاخ باالواح مفرغي مزين بود. الواح را چنان صيقلي و صاف وشفاف ساخته بودند كه همچون نگارخانه اي شده . ديوار را مانند كاخ هاي هخامنشي به انواع تصاوير و نقوش زينت داده بودند.هخامنشي ها صورت ايزدان ايراني و برخي ارباب بابلي را به ديوارها مي نگاشتند ، ا ما اشكانيان تصوير پهلوانان افسانه اي يونان را افزوده بودند.

نقاشي هاي ديواري متعددي از هنر دوران اشكاني شناخته شده ، بخش مهمي از اين آثار در ((دورااوپوس )) واقع در قسمت هاي شمالي رود فرات يافت شده است .

از آثار ديگر اين دوره كه مسعودي به آن اشاره نموده (( شيز )) در آذربايجان نزديك مراغه است . اما بهترين و مهمترين نمونه ي آثار نقاشي ديواري اين دوره در خرابه ي يك قلعه يا قصر اشكاني معروف به (( كوه خواجه )) بر فراز جزيره اي در ميان هامون در سيستان مي باشد كه مربوط به سده اول ميلادي است . تزئينات اين نقوش به وسيله گل ها و نخل ها و برگ نيلوفر و خطوط وسطوح هندسي انجام يافته است . در قسمت ديگر رامشگران و بند بازان و ساير خدايان يونان و شاه و ملكه نقش گرديده اند . در اين تصاوير هنر اشكاني و يونان به هم  آميخته است ، در يكي از اين نگاره ها سه نفر تصوير گرديده اند كه گيرشمن از آنان (( سه ايزد )) نام مي برد . رنگ پس زمينه زرشكي و رنگ چهره ها نخودي است . خطوط سياه براي دور گيري نقش ها به كار رفته و سايه وجود ندارد . به طور خلاصه رعايت شيوه ي شرقي در اين آثار مشهود است . نقوش برجسته ي اين دوره را بايد از نوع نقاشي با طراحي به حساب آورد ، چون نقوش تقريبا در يك سطح هستند و پستي و بلندي و حجم ، چندان مورد توجه نبوده است . نقوش روي ديوارها ، نقوش هندسي و تزئيني است ، همچنين نقش گل ها و برگ هاي رنگين و شاه و ملكه موضوعات عمده ي اين نقوش را تشكيل مي دهند .

در مورد نقش برجسته (( بي ستون )) در شرق كرمانشاه كهن ترين نمونه نقش برجسته  در اين دوره متعلق به (( مهرداد دوم )) است .

نقش برجسته ي دوم ديگري وجود دارد كه در (نمروداغ ) به دست آمده ، هنر مند در اين نقش برجسته ( هاله ي نوراني ) براي ايزد خورشيد نگاه داشته زيرا اين ها مبين نوري است كه اين ايزد مي بايست  در دنيا پخش سازد . هنر (( نمروداغ)) به قواعد هنر هخامنشي وابسته مي ماند ، دوره ي ا شكاني لبريز از نو خواهي و نزديكي به طبيعت گرايي وابسته به قدرتي در پيوند  گذشته و آينده خود بوده است .

به طور خلاصه مي توان در مورد هنر اشكاني چنين اظهار نظر كرد كه كشور در اين عصر داراي  هنر وسيعي بوده است و در همين عهد است كه پايه هاي هنر ساساني ريخته شده است . بعضي از خاورشناسان نوشته اند كه چيني هاتحت نفوذ هنر پارتي به تصوير جنگجويان پرداخته اند و در دور نما سازي از هنر اشكاني اقتباس هايي كرده اند و همچنين چنين لعاب سازي را از ايرانيان تقليد كرده اند. به طور كلي مي توان گفت ، نكته ي بارز هنر اشكاني وجود هنريوناني در ايران است . بايد دانست كه اين هنر با هنر ايراني آنچنان  در نياميخته است كه يك هنر تاليفي و كامل و واحد را عرضه بدارد . در آثار اشكاني همه جا عوامل و آثار هنر يوناني در برابر هنر ايراني قرار دارد و مي توان گفت كه اين دو هنر در برابر هم وجود داشته اند و تاثير هنر يونان بر آثار يوناني از تاثير ي سطحي تجاوز نكرده است . ولي بنا بر پاره اي عقايد مي توان گفت شيو ه هاي آثار هنري اين دوره را به دلايل زير مي توان  از يكديگر جدا ساخت: ـ سبك خالص ايراني  ـ سبك يوناني ـ سبك تاليفي يوناني و ايراني .

نگارگري دوره ي سا ساني :

درباره ي نگارگري اين دوره در كتب تاريخ زياد صحبت شده و همچنين جهانگرداني كه از ايران پس از تصرف مسلمانان صحبت كرده اند و عرب زباناني كه اشعاري سروده اند در آن به نگارگري اشاره هايي داشته اند ، از جمله مي توان به (( ابو عباد بحتري)) شاعر قرن سوم هجري قمري اشاره نمود . او در مورد ايوان مداين گفته است : (( يك تابلوي نقاشي كه تاروزگار او ( 270 ه ق ) بر ديوار ايوان نگاريده و از آسيب زمانه در امان مانده بود نظرم را بسيار جلب كرد در اين تابلو جنگ خسرو اول ، انوشيروان و سپاهيان پيروزمند ايران نشان داده شده بود. كه نقاشي چنان زيبا و زنده بوده است كه به گفته ي بحتري گويي سربازان زنده اند اما چون مردم لال بااشاره سخن مي گويند. ))

عليرغم اطلاع ما از نگاره هايي كه ساسانيان با آن ديوار كاخ هاي خود را مي آراستند ، اما آثار مختصري از آن دوران باقي است . به عنوان نمونه در خاك افغانستان در محلي به نام (( دختر نوشيروان ( در 120 كيلومتري شمال شهر باميان)  )) نقش رنگارنگ و زيبايي بر روي سنگ خارا باقي مانده ومجلسي را نشان مي دهد كه شاه بر تخت نشسته و تاجي كه با دوعقاب سفيد مكلل است بر سر و گردنبندي از مرواريد بر گردن دارد . رنگ آميزي روشن و تند از لاجورد و شنگرف وگل زرد و سفيد آب است . از ديگر آثار نقاشي ديواري در شوش است كه منظره ي شكاري را به تصوير كشده است . طراحي منسجم و رنگ آميزي و خطوط قلم گيري شده بسيار چشمگير است ، اسب ها عموما با رنگ روناسي كه به صورت لكه هاي ريز و درشت روي آن ها به كار رفته و رنگ آميزي شده است و اين روش در نگار گري قابل تشخيص است .

اين نگاره ها احتمالا به دوران شا پور اول تعلق دارد و باآبرنگ نقاشي شده است . ازنگارگران بزرگ و معروف اين دوره بايد از (( ماني)) نام برد. كه عقايد و نظرات خود را به وسيله ي نقاشي  تبليغ نمود و مدعي نبوت شد .

بنا بر روايات ، ماني دراواخر سلطنت شاپور اول ساساني (272 ـ 241 ميلادي ) مورد بي مهري قرار گرفت و از ايران اخراج گرديد و حدود 10 سال در ممالك آسياي مركزي سرگردان بود و بالاخره در سال 276 ميلادي (( بعد از مرگ شاپور اول)) به ايران بازگشت وكتاب مشهور ((ارژنگ)) يا (( ارتنگ)) از او به جا ماند . ماني در كتب خود از طلا ونقره استفاده ي زيادي كرد .

در نقاشي هاي مانوي هميشه يك رنگ زمينه وجود داشت كه ممكن بود به تناسب آبي ، سبز يا سرخ باشد . طرح و رنگ ، تند وجلا دار است و بيشتر از رنگ ها سرخ و سبز سير و روشن و ارغواني در زمينه ي آبي آسماني با بكار رفتن طلا و نقره ي فراوان براي جلا و تشعشع استفاده مي شده است . مي توان مانويان را مخترع شيوه ي مينياتور يا فن تصوير كتب خطي در ايران دانست . كتب مصور مانويان تا قرن سوم هجري  خواننده داشت . شيوه ي  نقاشي پيروان ماني كه شك نيست دنباله ي هنر نقاشي عهد ساساني است ، يكي از منابع عمده ي نقاشي و فن تصوير كتب خطي در هنر اسلامي است . با بررسي نقاشي هاي برجا مانده از ماني ، ( كشف شده در تورفان چين) معلوم مي شود كه براي درست كردن اين آثار ، كاغذ هاي بسيار مرغوب مورد استفاده قرار گرفته است . كاغذ هايي به سفيدي برف و بهترين مركب سياه در اختيار نگارگران بوده ، ضمن آنكه هيچ گاه يك صفحه را فقط با رنگ سياه نمي نوشتندو عنوان هاي فرعي و مطالب مهم را هميشه در هر جاي صفحه كه بود با مركب رنگي مي نوشتند و رنگ هاي نارنجي ، آبي سير و روشن ، سرخ و سبز ، رنگ هاي مطلوب آنها بود. ماني مظاهر خوب و بد ، زيبا و زشت آفرينش را به وسيله ي نگارگري مي نماياند و خوبي را به زيبايي ترسيم كرده كه چهره ي بيننده را به كار نيك جلب كند . و از نمودارهاي تاريكي به شكل هيولا و استفاده كرده تا نفرت بينندگان را برانگيزد .

نخستين نمونه هاي نقاشي ايراني كه بدست آمده ، تذهيب ها و نقاشي هاي مانوي در قرن دوم هجري است . ماني در تمام اسناد و مدارك اسلامي نقاش مشهوري معرفي شده ، آنچه مسلم است مكتب هنري ماني همان است كه در تحقيقات جديد (( پارتين كويين )) نام نهاده شده است . نقاشي هايي كه در غار((بازاكليك)) كشف گرديده بسيار حائز اهميت است . در اين نقاشي ها درختي را به سه شاخه نشان مي دهد ، خصوصيت هاي ظاهري اين درخت با برگ هاي پهن گل هاي بزرگ و انگورهاي درشتش ياد آور درخت مقدس است كه در نقاشي هاي مانوي نشان داده شده است . اهميت حركت هنري كه باظهور ماني پديدي آمد و تاثير آن در هنر آن زمان و دوران بعد چيزي نيست كه بتوان در آن شبه نمود . برهمين اساس در كتاب ((آشنايي با مينياتورهاي ايران)) مي خوانيم (( از نقاشي هاي مانوي كار دوره ساساني كاملا روشن است مانويان ، ايراني بودند و هنر ايشان در يك دوره شكوفايي به آسياي شرقي و مركزي (تاحد كره و ژاپن ) نفوذ كرد ، هنر تصويري پارت ها و ساسانيان ، تنها به وسيله ي نقاشي و حجاري هاي روي سنگ و صخره و ديوار كه عمدتا خارج از مرزهاي سياسي فعلي ايران قراردارد يافت شده است . )

هيچ نمونه كتابي از نقاشي ايراني قبلاز قرون دوم و سوم هجري شناخته نشده و ماتنها قطعاتي ازكتب مانويان در (( تورفان )) در دست داريم . از اين رو پيگيري تاريخ نقاشي كتابي ايران غير ممكن است .

در مورد نقاشي ديواري عصر ساساني مي توان چنين گفت كه قصر هاي ساساني ابتدا با سنگ هاي حجاري شده مزين مي گرديده است از روي منابع تاريخي اطلاع مي  يابيم كه قصر ((تيسفون )) داراي نقاشي ديواري بوده است كه صحنه ي (( تسخير انطاكيه )) را نشان مي داده است از تحقيقات باستان شناسي در ايوان كرخه برمي آيد كه كف ايوان ها با موزاييك  منقوش شده و قطعاتي از اين موزاييك ها ، در قصر (( بيشاپور )) بدست آمده است .

متجاوز از سي نقش برجسته متعلق به عهدسلطنت ساسانيان  ـ بر صخره هايي غالبا در فارس ـ كشف شده است . نقوش اوليه ي عهد ساساني مانند نقش برجسته ي فيروز آباد كه در آن غلبه اردشير بر اردوان پنجم نشان داده شده است ، داراي خشونت و عاري از جزئيات لطيف است اماكم كم اشكال داراي حجم مي شوند و جزئيات مورد توجه قرار مي گيرند .

مهمترين نقش برجسته هاي ساساني يكي در (( نقش رستم )) و آن صحنه اي كه اهورا مزدا حلقه ي نوراني نشانه ي سلطنت را به اردشير اعطا

مي كند است . شاه و اهورا مزدا، هردو سواره ، نقش شده اند و سم اسبهاي آنان ، دشمنانشان يعني اهريمن و اردوان پنجم را لگد كوب   مي كنند .هم چنين نقش برجسته اي در بيشاپور است كه در آن (( غلبه شاپور بر والريانوس)) امپراتور روم نشان داده شده است .

هنر نقش برجسته ي ساساني در زمان بهرام ا ول به اوج رسيد ، صحنه ي اعطاي منصب از طرف  اين شاه در بيشاپور عالي ترين اثر ساساني و ايراني است.

ازقرن چهارم ميلادي اين صنعت به علت ضعف طراحي به زوال گراييد از مطالعه نقوش ساساني ميتوان دريافت كه وجود داستانهاي حماسي در زبان پهلوي به عنوان الهام بخش هنرمندان ايراني جايگاه ويژه اي دارد.تصوير عنقا، سمندر و مرغ فرعوني و مرغابي در اثار ساسانيان فراوان است.

عنقا، حيوانيست كه سراژدها و دم طاووس دارد. موضوعات عمده نقش برجسته ها و حجاري وحتي نقاشيهاي عهد ساساني، شاه وتشريفات درباري وگاه شاه در برابر اهورامزدابوده است.در موزاييكها، بانوان درباري ورقاصه هاومجالس ضيافت نيز طرح مي شده است.

نقوش برجسته ساساني نقوش هخامنشي را مانند:آرامش،سكون ووقار حفظ كرده است-اماشبيه سازي،تجسم البسه ،طرح دقيق، نزديكي به طبيعت،مشخصاتي است كه هنر ساساني را ممتاز مي نمايد ، شاه مانند عهد باستان بزرگتر از اطرافيان خود نقش مي شده ، صف اشخاص جاهاي  خالي نقوش را پر كرده اند  و افراد به طور گروهي نشان داده شده اند، رعايت قرينه در تركيب بندي و ساير سجاياي خاص ايراني در نقوش ساساني همه جا به چشم مي خورد . در موزاييك هاي ساساني صورت ها (( به جز چند مورد )) همه سه ربع رخ ( سه رخ ) نشان داده شده اند و ا ين امر تكاملي است نسبت به نيم رخ ها در هنر هخامنشي و نقطه ي مقابل هنرِ توام با خشونت اشكاني است و سرانجام نتيجه مي گيرند كه : نقوش برجسته ي ساساني تقليدي  است از حجاري هاي رومي .

بايد دانست كه ا يرانيان ، قبل از به وجود آمدن امپراتوري روم در تخت جمشيد علاقه ي خود را به ثبت وقايع تاريخي بر روي سنگ نشان داده اند .و نقوش برجسته ي ساساني چيزي نيست غير از ادامه حجاري هاي هخامنشي و اشكاني تاثيراتي كه هنر ساساني از هنر رومي گرفته ، منحصراست به جزئيات از قبيل : شبيه سازي و نزديكي به طبيعت و توجه به نقش بانوان و رقاصه ها و رامشگران كه در عهد هخامنشي سابقه نداشته است.

در اين دوره ظروف نسبتا زيادي از بشقاب و جام و فنجان و گلدان ، از عهد ساساني مانده است اين ظروف كه غالبا سيمين و گاهي زرين است ، منقوش به صحنه هاي شكار ـ رامشگران و كنيزكان ـ ضيافت ـ حيوانات افسانه اي ـ شاه برتخت سلطنت ـ اعطاي منصب ـ گل ها و پرندگان بوده است .

از ديگر مكان هايي كه از دوران ساساني نقاشي هايي بدست آمده مي توان به (( پنج كنت )) واقع در مشرق سمرقند ، نقاشي هايي از صحنه هاي تاريخ باستان ايران ،اشاره كرد. يكي از اين صحنه ها ، صحنه ي سوگ سياوش است. نقاش در اين دوره سعي كرده از خطوط وسطوح پر تحرك حد اكثر استفاده را براي ايجاد هيجان در بيننده به كارگيرد.

در نقاشي ديواري (( دورا اروپوس )) كه منسوب به زمام داري شاپور اول است چند سوار در حالت رزم وتاخت را شاهد هستيم .

نقاشي مربوط به نيمه اول قرن چهارم در شوش از زير خاك بيرون آورده شده است ، روي اين ديوار خشتي كه اندودي از يك طبقه ي ضخيم كاهگل است با آبرنگ ، تصوير دو سوار شكارچي كه تقريبا به اندازه دو برابر طبيعي هستند نقاشي شده است ، متن اين نقاشي آبي رنگ است يكي از شكارچيان لباس بلند گلي رنگ پوشيده كه بانخ هاي زرين بافته شده است و داراي نقش هاي لوزي شكل است و وضع آرنج سوار نشان مي دهد كه تيري را ازكمان رها  مي كند.

اسب ها به رنگ بلوطي و قرمز و آجري هستند . بين دو سوار ، انواع حيوانات ديده مي شوند كه مي گريزند . و برخي از آنها مجروح و يا كشته شده اند. نقاش به وسيله ي يك گل و يك دايره كه خطوطي به شكل شعاع بر روي آن رسم شده گويي خورشيد را نشان داده است و پس از آنكه پيرامون طرح ها را با رنگ سياه رنگ آميزي كرده ، تاثيرات تزئيني رنگ هاي يكدست را عرضه نموده است .

در پايان بايد گفت كه تاثير هنر ساساني بر هنر بيزانس و از جانب ديگر بر هنر آسياي مركزي غير قابل انكار است . اما وارث حقيقي هنر وتمدن ساساني ، تمدن و هنر اسلامي است .

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 9:48  توسط معروف-اخوان-كريمي  |  6 نظر

به نام خدا

 آشنايي با مكاتب نگارگري (نقاشي ايراني)  پس ا ز اسلام . (تامكتب بخارا)

نگارگري در ايران ، پس از اسلام:

قبل از وارد شدن در مبحث تاريخ مينياتور ايران لازم است به طور كلي در مورد نحوه ي كار مينياتوريست هاي اصيل ايراني توضيح داده شود .

نقاش ايراني به كمك انديشه هاي ذهني خود كار مي كرده و به جوهر واقعي اشياء اهيمت بسيار مي داده و كارش تقليدي از طبيعت نبوده است و اشكال طبيعت به آن شكل حقيقي موجود در طبيعت برايش مطرح نبوده است ( لرنس بينيون ) دركتاب ((سير تاريخ نقاشي ايراني)) گفته است : (بايد اذعان داشت كه نقاشي ايراني برداشتي عقلاني از ماهيت هستي را اراده نمي دهد . جهان بيني ايراني اساسا و به طور تغيير ناپذيري ، خيالي و رمانتيك است ، از آنچه عجيب است لذت مي برد و كاملا آماده ي پذيرش موضوعات باور نكردني است ) به بيان بهتر هنر مند ايراني هدفش رهبري ما به جانب ايده آل هاي خاص ذهني وي بوده و آنچه را با اين مساله مغايرت داشته نمي پذيرفته است .

درمورد خصوصيت اين نقاشي ها بايد گفت : همه چيز با روشني و وضوح خاص تصوير        مي شده همانند آنكه نوري شديد از خورشيد بر آنها تابيده و حتي اگر موضوع مورد عمل در شب اتفاق مي افتاده ، ماه و ستاره و شمع و چراغ به خاطراينكه سمبل هايي از روشنايي بود ه اند ، مطرح مي شد ند . براي ادارك و احساس اين هنر ظريف شناخت معيارهايي كه براي هنرمند مطرح بوده حائز اهميت فراواني است .

گروهي از صاحب نظران مينياتور را كلمه اي فرانسوي و تركيب واژه ي مينيموم ( كوچك و خرد ) و ناتورال ( طبيعت ) مي دانند كه مجموعا به معناي طبيعت كوچك است به طور كلي مي توان گفت مينياتور تصوير عالم خيال است.به معناي فسلفي آن و رنگ هاي غير واقعي ، يعني غير از آنچه در عالم جسماني محسوس است و احتراز از نشان دادن دور نماهاي سه بعدي همان اشاره به تصوير عالمي غير از عالم سه بعدي مادي. نگارگر ايراني با پرهيز آگاهانه از علم مناظر و مرايا و توجه نكردن به آثار نور ، تصاوير خود را یكدست و روشن مي كشيد. منظره سازي اغلب خيالي و افسانه اي است كه در كنارش سبزه و شاخه هاي لرزان گل به طور معجزه آسايي روييده است .

به طور كلي تاريخ نقاشي ايران بعداز اسلام را مي توان به چهار دوره تقسيم نمود:

1ـ دوره عباسي (( مكتب بغداد )) كه از(( قرن دوم تا هفتم هجري )) ادامه داشت .

2ـ مقارن با حمله مغولان هنرمنداني گمنام در مراكزي كه در شهر هاي (( تبريز)) (( شيراز )) (( سمرقند )) و (( مرو )) وجود داشت به كار مي پرداختند كه اين دوره مربوط به اوايل قرن هشتم هجري ا ست .

3ـدر اواخر قرن هشتم هجري باحمله ي تيمور گوركاني از نواحي مركزي آسيا به ايران و با برهم ريختن وضع تقسيمات آسياي غربي از نظر سياسي مراكز فرهنگ و هنر نير به سمرقند منتقل گرديد دوره تيموري بدون ترديد عصر طلايي نقاشي ايران شناخته شده است .

4ـ چهارمين دوره نقاشي ايران ، عهد صفوي است كه دو پايتخت صفويه ( تبريز و اصفهان ) مراكز آن بوده اندكه از (( قرن دهم هجري )) آغاز مي گردد.

مكتب بغداد

از قرن سوم تا هفتم هجري مركزيت علمي و هنري با بغداد بود كه هنرمندان و علماي اسلامي به آن روي مي آوردند تا خريداري براي هنر هاي خود بيابند.

ازكتبي كه در بغداد مصور شده اند چند كتاب را معرفي مي كنيم كه ضمن آن سبك نقاشي مكتب بغداد روشن گردد .

1)  قديمي ترين كتابي كه ا ز مكتب مغول در بغداد بدست آمده است كتاب (( خواص الادويه)) است كه ترجمه عربي كتاب (( ماتريا مديا )) تاليف (( ديو سكوريدس)) مي باشد موضوع تصاوير كتاب طرز تهيه ي داروها ـ جراحان درحال كار و غيره است . نما و منظره به وسيله يك ، يا دو درخت تجريدي نشان داده شده است . قيافه ها نموداري است از انسان متفكر به صورت عام ، نه فرد يا افرادي بخصوص ، لباس ها و پارچه ها با پيچ وخم وتاهاي تزئيني يا مزين به غنچه و گل و برگ نخل تحت تاثير سنن ساسانيان است . رنگ هاي تند مانند زرد و قرمز و آبي و سبز و ارغواني و طلايي براي آرايش طرح ها به كار رفته است .

2)  مقامات حريري : چندين نسخه از اين كتاب مصور شده است . عاليترين نسخه مصور مقامات حريري ، كه در سال 634 استنساخ و مصور گرديده است در كتابخانه ملي پاريس موجود است . نقاش اين نسخه (( يحيي بن محمود واسط )) معروف به (( الواسطي ))  است . در اين نسخه تاثير هنر مسيحي و نقاشي هاي ديواري زمان ساساني هر دو نمودار است. بعضي از هياكل با لباس هاي گشادو صورت هاي دراز شباهت به قديسين مسيحي دارند . نقوش وجزئيات ، از موزاييك سازي و نقاشي هاي ديواري بيزانس و ساساني اقتباس شده . در اين نسخه اعراب را ضمن زندگي روزانه شان در مسجد ـ در مزرعه ـ در صحرا و در اجتماع مي بينيم . بسياري از قيافه ها داراي حالات و حركات كاملا اختصاصي مي باشند و همين مشخصه است كه اين كتاب رااز كتاب خواص الادويه گران بها تر مي سازد (( الواسطي )) بي شك نقاش برزگي بوده است كه ا ز تركيب خواص هنر هاي ايراني و مسيحي هنر تصوير سازي اسلامي را بنا نهاده است .

3)  كليه و دمنه : متن عربي كليله و دمنه كه به وسيله ي عبدالله بن مقفعاز پهلوي به عربي گردانيده شده ، نيز در اين زمان مصور گشته است . نسخه اي از كليه و دمنه مصور در كتابخانه ملي پاريس موجود است. تصويرحيوانات در اين كتاب بر سنن نقاشي ساساني استوار است . بايد دانست كه از دوره هاي پيش از مكتب مغول كتب مصور چنداني كه بتواند معرف كامل نقاشي اسلامي باشد، به جا نمانده است و كتب عمده اي كه باقي مانده ، معدودي است كه ذكرشان گذشت. خصوصيات نگاره هاي اين دوره را مي توان چنين بيان كرد: نقوش جانوران و اشخاص قدري درشت تر تسيم شده و اغلب كوتاه و پهن و اندام ها مشخص و صريح طراحي شده اندـ رنگ هايي كه در نگاره ها به كار رفته معدود اما تناسب آنها با يكديگر بسيار دقيق است ـ چهره افراد به ن‍‍‍‍ژاد سامي (عربي) تعلق دارد و نقود هنر بيزانسي ( روم شرقي ) ديده مي شود ـ جامه ها و لباس هاي مسيحي با همان چين هاي ضخيم و سنگين به شيوه ي بيزانسي است ـ گاه مي توان تركيب بندي پيكره ها را در آثار مسيحي باز شناخت ـ تاكيد نقاش به طور مداوم بر نكته اي است كه ما آن را (( اصل عدم واقع گرايي )) ناميده ايم .

به اين مكتب ، عباسي ـ بين النهرين ـ يا عراق نيز گفته مي شود.

مكتب سلجوقي:

كهن ترين كتاب خطي مصور بين النهريني كه برجاي مانده متعلق است به تاريخ 1180 ميلادي زماني كه سلجوقيان متجاوز ا ز يكصد سال بر بين ا لنهرين حكم مي راندند . با اين حال سبك آن را كراراً به مكتب عباسي منسوب كرده اند . البته سلجوقي عنوان به مراتب صحيح تري است كه بر سبك مزبور اطلاق مي شود.

مصور ساختن كتاب در اين دوره با شيوه هاي خاص و با خصوصياتي بيشتر ايراني رواج داشت . از اين زمان كتب متعددي بدست آمده ولي نمونه هاي موجود مشابهت كاملي با سفالينه هاي لعابدار اين دوران دارد و همان نقش ها با جزئيات و دقت كامل بر روي سفالينه ها مشاهده مي شود از كتاب هاي مصور شده ي اين دوران (( صورالكواكب )) (( اندرز نامه )) ((مفيد الخاص )) ( درباره ي خواص گياهان و دفع بيماري هاي گوناگون نوشته زكرياي رازي) ، (( خواص الاشجار ) ، ((طب جالينونس )) ((سمك عيار))، (( كليله و دمنه )) و(( الاغاني )) مي باشند.

در ضمن يكي از معروف ترين و قديمي ترين نسخ شاهنامه كه تاكنون شناسايي شده مربوط به دوره سلجوقيان با نام (( شاهنامه ي كاما )) مي باشد كه در قطع ( 29 ×23 سانتي متر و تعداد كل ورق ها 309 و جمع تصاوير 45 تصوير است.

در اين مكتب نقش ها و تزئينات بر روي متن رنگ آميزي شده ، پديدار گشته اند . اين رنگ معمولا سرخه بوده و زمينه را با آن مي پوشاندند . حال آن كه تصاوير مكتب بغداد بدون رنگ آميزي زمينه بوده است . در نسخه ي خطي اين دوره نقاشي مستقيما روي صفحه ي كتاب انجام مي گرفت و از چين و چروك هاي لباس ها به شيوه ي مسيحي كه در مكتب عباسي رايج بود ، خبري نيست و پوشش ها را با گل و گياه و نقوشي به سبك اسليمي تزيين مي كردند . هنرمند ايراني كم كم

در مي يابد كه تزيين لباس ها اشتباه بزرگ و كار طاقت فرسا است . لباس اگر يك رنگ و ساده نقاشي شوند بيشتر بر روي زمنه خودنمايي مي كنند . بنا براين لازم بود كه لباس ها يك رنگ شود تا در زمينه تزييني ديده شوند و نقش و تزئينات به سلاح هاي جنگي و زين اسب ها منتقل گردد اين تزيينات هم در دوره عباسي وهم در اين دوره(سلجوقي)وجود داشته ولي با

هم متفاوت بوده اند.

ازنگارگران اين دوره به (( ابوتراب )) و(( فخرالدين حسين بديع نقاش )) مي توان اشاره كرد.

مكتب تبريز مغول ( تبريز اول)

حمله مغول ها برايران و عراق و سقوط بغداد در سال (656) انجام يافت . هنرمندان از همه ي نقاط به دربار آنان روي آوردند. حكومت آنان تاسال 756 هجري قمر ي به طول انجاميد.

آنچه در زمينه ي هنري انجام پذيرفت در دوره ي حكومت ايلخانيان بود ، چراكه قبل از آن مغولان جز توحش و قتل و غارت كاري انجام ندادند.

نقاشي هاي ديواري و كاشي هاي لعابدار زمان سلجوقي پيش در آمد مينياتور غني ايراني در ادوار مغول و تيموري ا ست . اين نقاشي ها و كاشي هاي لعاب دار طرح هايي قرار دادي و تجريد يافته داشتند كه اشكال وتزيينات آن كاملا ايراني و بار نگ هاي متفاوت از رنگ ها ي مكتب بغداد است . وقتي ايلخانيان مغول برا ايران مستولي شدند، مركزيت هنري به ترتيب به سلطانيه ، مراغه و تبريز منتقل شد. حيرت آور است كه ايلخانان مغول با همه ي ستيزه خويي ، مروج هنر ، خاصه هنر مينياتور بودند.علاقه ي آنان به هنر چيني از  زمان هاي پيشين در ايران موجب تاثير هنر خاور دور در ايران گرديد . ازكتابهاي معروف كه در زمان سلطه ي ايلخانان مغول در ايران مصور شد ه اند چند كتاب را ذكر مي كنيم تا ضمن بررسي نقاشي آنها سبك نقاشي ايراني هنگام سلطه ي مغول روشن شود:

 1ـ منافع الحيوان ـ اثر (( ابن بختيشوع )) كه چندين بار مصور گرديد ه است . معروف ترين نسخ اين كتاب نسخه اي است كه به امر غازان خان در حدود سال هاي (( 699ـ 690)) هجري درمراغه نوشته شده و مصور گرديده است . اين كتاب كه در كتابخانه مورگان است و داراي 94 تصوير مي باشد . در بعضي از تصاوير آثار مكتب قديم بغداد و دربرخي ديگر تاثير و نفوذ هنر چيني آشكار است . منظره ها ورنگ هاي كمرنگ بعضي از تصاوير ، نقاشي چيني را در دوران امپراتوري خاندان سونگ به ياد مي آورد. درخت ها ، پيچك ها ، بوته هاي تزئيني ، پرندگان به عنوان وسايل تزئيني ، فواصل خالي ميان تصاوير و حيوانات را پر كرده اند و سبك مخصوص ايرانيان را در فن تصوير سازي مي رسانند .

2ـ نسخه هاي متعدد و مصور ( جامع التواريخ رشيدي ) خواجه رشيد الدين فضل ا... مورخ و وزير ايلخان مغول ( غازان خان و اولجايتو ) ، ( ربع رشيدي) را در حومه ي تبريز بنا نهاد كه در واقع ، محل هنرمندان و علما و دانشجويان بود.خواجه مشوق هنر كتاب نويسي و فنون مربوط به آن ( كاغذ سازي ـ صحافي ـ تجليد ـ تذهيب ـ مينياتور ) بود .

كتاب تاريخ خود او چندين بار نسخه برداري و تصوير شد. قسمت اول كتاب جامع التواريخ ، تاريخ عمومي است كه از خلقت  آدم آغاز و به تاريخ مغول ختم مي گرددو قسمت دوم تاريخ مغول است كه پيش از قسمت اول نوشته شده است . معروف ترين نسخ جامع التواريخ در اختيار انجمن آسيايي سلطنتي در لندن است . در اين نسخه كه منحصرا بخش تاريخ مغول است ، هنر تصوير سازي از صنعت چيني تقليد شده است . چنانكه حتي بعضي از خاور شناسان اعتقاد يافته اند كه صورتگران بعضي از تصاوير تاريخ مغول نقاشان چيني بوده اند ، قيافه هاي مغولي ـ هياكل لاغر و رياضت كشيده ي مردان ـ به كار بردن رنگ به صورتي فرعي ـ اختصار در طراحي كه در تصاوير تاريخ مغول ديده مي شود همه مشخصات نقاشي چيني است. اما درعين حال در اين تصاوير طرح هاي تجريدي و ريزه كاري هاي خاص ايراني ، همه جا در كنار عوامل چيني خود نمايي مي كند.

3ـ شاهنامه منبع الهام بسياري از نقاشان بوده است و چون بيش از هر كتابي خواننده داشته ، بيش از هركتابي هم از روي آن نسخه برداري شده است . صحنه هاي قهرماني وحوادث شاهنامه ، خود موضوع جالبي براي صورتگران بوده است . در تصاوير شاهنامه هايي كه در اين زمان ( مغول) در ايران نوشته شده است ، تاثير عوامل چيني كمتر و تاثير طرح هاي روي سفال زمان سلجوقي بيشتر است . در اين مينياتور ها در قسمت زمينه و لباس ، طلا زياد به كار برده شده است . رنگ هاي قهوه اي روشن و تيره ـ انواع مختلف رنگ هاي سبز و آبي و سياه و طلايي ، مارا به ياد كاشي هاي لعاب دار زمان سلجوقي مي اندازد و بعيد نيست كه تصاوير شاهنامه هاي خطي زمان مغول ، درحقيقت دنباله ي نقاشي هاي روي سفال و يا روي ديوار سلجوقي باشد كه اينك آثاري از آن نمانده است . در اين شاهنامه ها به مناظر مربوط به شكار پادشاهي اسكندر كبير ـ زندگي رستم و زور آزمايي هاي اين پهلوان ، مخصوصا توجه شده است .

روي هم رفته سبك نقاشي ايران در زمان سلطه ي مغول متاثر از سبك عراق و تلفيقي از هنر چين و هنر نگارگري در ايران است  و مسلم آنكه نفوذ طبيعت گرايي چيني در اين آثار زياد ديده مي شود .از جمله در ابرهاي پيچ وتاب دار ( تشي)، كوه هاي مخروطي شكل  و درختان كهن سال گره دار، حيوانات و جانوران افسانه اي نيلوفرهاي ابي از انواع چيني، لباس و زره چيني و انسانهاي ترسيم شده كه به نژاد حاكم تعلق دارند،همچنين قطع نگاره ها باطول زياد و عرض كم وباريك ،به نقاشيهاي طوماري چيني شبيه است . يكي از بارزترين نمونه هاي اختلاف،ميان نگارگري وتصوير سازي ايراني و چيني ،تاكيدي است كه هنرمند ايراني و چيني ،دررنگ هميزي و ارايش منتظم بوته ها ودسته هاي علف در پس زمينه ها داشته است . از نگارگران اين دوره ((محمودبن محمد علي توسي كتاب )) ، ((استاد احمد موسي))، امير دولتيار))، مولانا ولي الله))را مي توان نام برد.   

مكتب شيراز

مصون ماندن از هجوم مغولها سبب گرديد كه اين خطه به عنوان محلي امن مورد توجه بسياري از هنرمندان و دانشمندان قرار گيرد ،از انرو كه بسياري از هنرمندان و نگارگران كه در بغداد ودر حكومت جلايريان بودندازشاگردان استادان شيراز بوده اند.

نگاره ها و كتاب هاي مصور شده در اين دو شهر را مي توان به عنوان مكتب شيراز مورد بررسي قرار داد . بررسي مدارك موجود در زمينه ي نقاشي كتابي در زمان تيموريان نشان داده كهن ترين كتاب هاي مصور اين دوران در شيراز نگاشته و تزئين شده است . تصاوير شاهنامه ي فردوسي (732 ، هـ ق ) ( كتابخانه ي دولتي سن پترز بورك ) نمونه ي خوبي از نقاشي نسخ شيراز در آن زمان است . اين كتاب دومين نسخه از كهن ترين كتب خطي و مصور شاهنامه ي فردوسي به شمار مي آيد . خصوصيات تصاوير اين شاهنامه عبارتند از:

آزاد تر بودن و تنوع تصاوير ـ قرار گرفتن پيكر سواران به صورت مورب در تصوير ـ بعد نمايي با قرار دادن تصاوير پشت هم در سطوح مختلف ـ به كار بردن رنگ ها به صورت تفكيك شده كه ا ز خصوصيات هميشگي نقاشي شيراز است .

نسخه هاي ديگر شاهنامه كه به مكتب شيراز مربوط است عبارتند از : نسخه ي متعلق به كتاب خانه ي ( توپ قاپو استانبول ) 772 هجري قمري  ، نسخه كتاب خانه ي سلطنتي قاهره ( 796 هـ .ق ) كه نقوش دو كتاب اخير از نظر نوآوري بسيار مهم مي باشد . نقاشي هاي كتاب فوق به شكل نار مانند كه متن بيشتر آن ها به رنگ سرخ است نقش شده اند .

در زمان حكومت جلايريان، ( در بغداد در زمان حكومت  سلطان احمد جلاير ) هنر ، بسيار مورد توجه قرار مي گيرد . از دلايل بارز اين امر مسلط بودن (( سلطان احمد جلاير )) در انواع هنر همچون : نقاشي ، تذهيب ، خاتم بندي ، شعر و خوشنويسي ( وي شش قلم خط ، نيكو مي نوشته است ) و موسيقي مي باشد. او در نقاشي شاگرد استاد (( عبد الحي )) بود ه است از كتاب هاي اين دوره : عجايب المخلوقات قزويني رامي توان نام برد كه در سال (790ه .ق )به خط نستعليق نوشته شده است . اما زيباترين كتاب هاي اين دوران(( ديوان خواجوي كرماني)) در سال (799ه.ق ) است كه به دست جنيد نگار گري شد و به خط خوشنويس معروف (( مير علي تبريزي )) واضع  خط نستعليق نوشته شده است .

كتاب (( ديوان ا سكندر سلطان )) از جمله كتبي است كه در تاريخ (( 813 ه. ق )) در شيراز نوشته و مصور شده است . اين كتاب نتيجه ي مهاجرت نقاشان به دربار اسكندر سلطان ، حاكم شيراز و نوه تيمور است. خصوصيات تصاوير اين زمان را مي توان چنين برشمرد:

رنگ ها متنوع تر ـ پخته تر و لطيف تر شد. ـ انواع رنگ هاي ارغواني، صورتي ، قرمز و سبز هاي بسيار زنده ، زرد ، زرنيخي و اخرايي و ... افزوده شد ـ شمايل انساني در حد اقل و طبيعت در حد اكثر و اوج شكوفايي تصوير شد.

در آغاز (( دهه ي هفتاد ـ سده ي هشتم ه. ق )) شيوه ي جديدي را در فضا سازي و تركيب افراد در نگاره هاي مي بينيم . در اين شيوه افراد و اشيا را در متن منظره در سطوح گوناگون بر روي هم قرار دادند ، نه بر روي يك خط كه در سبك هاي پيش شاهد آن بوديم ـ اين شيوه قبلا در تبريز به كار مي رفت ولي در مكتب شيراز بيشتر و متناسب ، با فضاي دو بعدي ، تصوير شد . از نسخه هاي مصور شده در شيراز كه طرح هايي درشت تر دارد عبارت است از: ((خاوران نامه )) كه به زندگي حضرت علي(ع) ارتباط دارد و در سال ( 830 )  ه. ق به دست (( ابن حسام )) به نظم در آمده است . و بين سال هاي (( 854 تا 891 ه. ق )) به تصوير كشيده شده است . نام نگارگر آن (( كوچكترين بندگان ، فرهاد)) درج گرديده است. انسان ها درشت اندام و نيرومندبا سر هايي بزرگ به رنگ روشن هستند و دور سرحضرت ، شعله هاي طلايي نقش شده است .

به هر حال نقاشي شيراز را بايد احياء كننده ي مستقيم نقاشي كهن ايراني به شمار آورد كه در آن خصلت ايراني ظهور نمود و در دوران بعد به اوج خود رسيد . از نگارگران اين دوره مي توان از استاد (( شمس الدين )) ، (( فرهاد)) ، (( عبد الحي )) ، (( جنيد )) و (( بابا حيدر )) نام برد.

مكتب هرات(تيموري):

در دوره تيموريان ، باهمه ي خشونت اخلاقي و با همه ي ويراني و تباهي كه فتوحات   سركرده ي آنان به بار آورد، هنر مينياتور سازي ادامه يافت و به طور شگفت آوري ، ترقي كرد . پايتخت تيمور(( سمرقند )) بود و معروف است كه خود او هنرمندان شهر هاي تسخير شده را به اين شهر مي آورد . به اين صورت ، مركز هنري زودگذري در اين پايتخت فراهم آمد كه در قبال عظمت مكتب هرات رونقي نگرفت . اما طليعه ي مكتب هرات بود.

در زمان شاهرخ و جانشينانش خاصه ((بايسنقر)) عمده توجه ، معطوف به شاهنامه بود ، اما ديوان هاي ساير شعرا مانند خمسه ي نظامي و بوستان و گلستان سعدي نيز مورد توجه قرار گرفتند. از نگارگران معروف زمان شاهرخ (( مولانا خليل نقاش )) كه اورا (( ماني ثاني )) لقب داده بودند مي توان نام برد. در آن زمان همسر شاهرخ (( گوهر شاد بيگم )) مسجد گوهر شاد را ساخت . يكي از زيباترين آثار تيموري و مكتب هرات، كتاب كليله و دمنه نوشته ي (( نصرا.. ابوالمعالي )) است كه امروزه در موزه ي گلستان نگهداري مي شود.

ازخصوصيات تصاوير آن : ـ نگاره ها جدا ازمتن و مستقل ترسيم شده اند . رنگ زرد طلايي به كار برده شده و رنگ زرد در رنگ آميزي تعداد ي از آسمان هاي اين قطعات به كار رفته ـ در نقش گل وبرگ  تنوع وجود دارد . ـ تصاوير حيواني ، بسيار زيبا و زنده و صميمانه اند ـ تكرار رنگ زرين آسمان در قسمتي از سنگ ها و بدن حيوانات  كه خود موجب پيدايش تعادل و تناسب زيبايي شده است . اين خصوصيات را بعدا نقاشان اروپايي براي هماهنگي تابلوهايشان استفاده كردند. نگارگر اين كتاب (( كليله ودمنه )) خليل نقاش است .

از كتاب هاي مصور شده ي ديگر در اين زمان (( جامع التواريخ )) اثر حافظ ابرو است كه اكنون در موزه ي رضا عباسي نگهداري مي شود از زيبا ترين نسخه هاي اين دوران ، كه رنگ آميزي بسيار چشمگيري دارد و رنگ سفيد در آن درجه دقت آورده شده (( شاهنامه ي بايسنغري )) است ( به خط جعفر بايسنغري رئيس كتابخانه ي بايسنغر))

تصوير گران اين شاهنامه عبارتند از:

مولاناخليل ـ مولانا علي ـ قوام الدين ـ تاريخ اتمام آن ( 833 ه .ق ) و محل نگهداري آن كاخ موزه گلستان مي باشد. از خصوصيات اين شاهنامه مي توان چنين بيان كرد: در 690 صفحه و 22 مجلس  به خط نستعليق است . رنگ ها متنوع و درخشان است از تكرار در كشيدن بوته ها و حيوانات و لباس ها پرهيز شده در بعضي از تصاوير به صخره هاي اسفنجي و بريده در سطح نقاشي بر مي خوريم كه مجموعا هنر مكتب هرات را در اوج ترقی نشان مي دهد.

از نگارگران اين دوره (( امير شاهي سبزواري)) ، ((غياث الدين ))، استاد سيدي احمد نقاش )) و خواجه علي منصور )) را مي توان نام برد كه به دعوت بايسنغر از تبريز به هرات آمدند.

ازنسخ مشهور ديگر ، شاهنامه (( محمد جوكي )) است كه نمونه عالي نگارگري اواسط دوره تيموري است . پس از بايسنغر ، (( سلطان حسين بايقرا )) (872 تا 911 ه .ق ) به فرمانروايي رسيد . در اين دوره و در كارگاه هاي در بار او (( كمال الدين بهزاد )) به فعاليت پرداخت . بسياري توفيق سلطان حسين بايقرا را در فعاليت وزير هنرمند او (( امير علي شير نوايي))    مي دانند.

شيوه ي هرات را به دو دوره مي توان تقسيم كرد:

1)  دوره ي اول مكتب تيموري كه در نگاره ها ي نسخه (( تاريخ علاء الدين عطاملك جويني )) نرمي و لطافت ، هماهنگي رنگ هاي آبي و طلايي و آزادي حركت آدم ها و طبيعي بودن حالت ها مشاهده مي شود و پس از آن شاهد تحول در سبك نگارگري كه از پيش آغاز شده بود هستيم . سبكي خيالي و ظريف كه در آن مردها و زن ها ظريف و شاعرانه اند ، وسعت   مي يابد. كتب خمسه ي نظامي موجود در (( سويي كارتيه )) در پاريس ممهور به مهر شاهرخ و نير شاهنامه ي بايسنغري از آن جمله اند.

2)  دوره ي دوم مكتب تيموري ، به سبك هرات كه طرح را درخشان تر و لطيف تر مي بينينم و رنگ ها متنوع تر و درخشان ترند.

مشهورترين نگارگر اين دوره كه تاثير شديدي به ديگر هنرمندان داشته (( كمال الدين بهزاد هراتي )) است . به هرحال در مكتب هرات ، نقاشي كتابي و تذهيب كاري و مرقع سازي به حد اعلاي خود رسيد.

خصوصيات نقاشي اين دوره عبارتند از:

كاربرد رنگ هاي قرمز كاهش مي يابدـ رنگ هاي مكمل به طورعلمي به كار برده شده ـ رنگ هاي خاكستري متمايل به آبي ، ارغواني ، سبز و صورتي لطيف با استفاده موثر رنگ سياه و سفيد خالص اراده مي گردد ـ رنگ هاي آبي گاه بر كل مجموعه غالب مي شوند .

تركيب بندي ها استادانه است ـ اندازه پيكره هاي كوچك شدهـ از شلوغي بيش از حد پرهيز گشته و تنظيم فضاي اثر تحسين برانگيز است ـ تركيب بندي به معماري نزديك است و احساس تعادل ميان متن و تصوير ديده مي شود ـ در كاربرد سطوح متغير ابتكاراتي صورت گرفته وخطوط وحدت بخش قطري به وجهي آشكار به كار رفته است ـ تنوع بيشتري در طراحي پيكره ها ، حالت وحركت ها به چشم مي خورد ـ در طراحي حيوانات ، درختان و گاه گل ها واقع گرايي شده البته از طبيعت گرايي تاحدي استفاده شده است كه از هدف اصلي يعني تزيين جدا نگردد ـ چهر ها معمولا بي حالت بوده و همچنان بر   قاعده ي خشك و ثابت قديمي استوار است ـ تعداد رنگ ها انسجام و تناسب آن ها كثرت استعمال رنگ طلايي ـ پوشاندن زمينه با گياهان و به كار گيري بوته ها و رنگ سفيد از ديگرخصوصيات نقاشي اين دوره مي باشد.

در پايان بايد  متذكر شد كه اهميت مكتب هرات به جهت آن است كه سبك نقاشي اين مكتب ايراني است . نفوذ بيگانگان كم شده و رنگ محلي ايراني به خود مي گيرد و همين است كه مكتب نهايت كمال سبك نقاشي ايراني است و آن را مي توان كامل ترين مكتب  مينياتور سازي ايراني دانست.